مشارکت در ساخت چیست و قرارداد آن چه بندهایی باید داشته باشد؟
مشارکت در ساخت چگونه است؟ نحوه تعیین سهم مالک و سازنده، بلاعوض، بندهای حیاتی قرارداد، مالیات، ریسکها و راههای کاهش اختلاف.
ثمن معامله یعنی بهایی که خریدار در برابر مال میپردازد؛ مالِ فروختهشده «مبیع» یا «مثمن» است. طبق مادهٔ ۳۳۸ قانون مدنی، بیع «تملیک عین به عوض معلوم» است، پس مبلغ ثمن باید روشن باشد. ثمن ملک میتواند نقد، مدتدار یا اقساطی باشد و اگر موعدی نوشته نشود، نقد حساب میشود.
ثمن معامله در زبان حقوقی همان «قیمت» یا «بها» است: پولی یا مالی که خریدار در برابر چیزی که میخرد به فروشنده میدهد. مادهٔ ۳۳۸ قانون مدنی میگوید: «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.» آن «عوض معلوم» ثمن است و خودِ «عین»، یعنی ملک یا خودرو، مبیع. در مبایعهنامه و سامانهٔ کاتب، خانهای که مبلغ کل در آن نوشته میشود هم «ثمن معامله» نام دارد.
| واژه | معنی ساده | در خرید آپارتمان | مستند |
|---|---|---|---|
| ثمن | بهای پرداختی خریدار | مثلاً ۱۲ میلیارد تومان | قانون مدنی، مادهٔ ۳۳۸ |
| مبیع | مالی که فروخته میشود | خود آپارتمان با پلاک ثبتی | قانون مدنی، مادهٔ ۳۳۸ |
| مثمن | هر چه در برابر ثمن قرار میگیرد | در بیع همان مبیع است | قانون مدنی، مادهٔ ۳۳۸ |
| بایع و مشتری | فروشنده و خریدار | دو طرف مبایعهنامه | قانون مدنی، مادهٔ ۳۶۲ |
| بیعانه | بخشی از ثمن که هنگام قولنامه داده میشود | معمولاً ۱۰ تا ۳۰ درصد ثمن | قرارداد طرفین |
| ثمن حال (نقد) | ثمنی که موعد ندارد و همان وقت پرداختنی است | پرداخت کامل هنگام امضا | قانون مدنی، مادهٔ ۳۴۴ |
| ثمن مؤجل | ثمنی که برای پرداختش موعد گذاشته شده | مانده هنگام تنظیم سند | قانون مدنی، مادهٔ ۳۹۴ |
| وجه التزام | جریمهٔ توافقی برای تأخیر یا انصراف | مثلاً روزی یک میلیون تومان | قانون مدنی، مادهٔ ۲۳۰ |
بیعانه جدا از ثمن نیست؛ در بیشتر قولنامهها نخستین قسط ثمن است. اینکه با بههمخوردن معامله بیعانه برگردد یا از دست برود، به متن قرارداد بستگی دارد: اگر نوشته شده باشد «در صورت انصراف خریدار، بیعانه به فروشنده تعلق میگیرد»، شرط است و اجرا میشود؛ اگر چنین شرطی نباشد، بیعانه جزئی از ثمن است و با برهمخوردن معامله باید برگردد. شرط بیعانه را در قولنامهٔ خرید و فروش صریح بنویسید.
طبق مادهٔ ۳۴۴ قانون مدنی، اگر برای تسلیم مبیع یا پرداخت قیمت موعدی تعیین نشده باشد، بیع قطعی و «ثمن حال محسوب است»، یعنی خریدار باید همان وقت بپردازد، مگر عرف محل چیز دیگری باشد. مادهٔ ۳۹۴ میگوید: «مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرائطی که در عقد بیع مقرر شده است تأدیه نماید.» پس هر روشی که دو طرف توافق کنند معتبر است، به شرط اینکه روشن نوشته شود.
| روش پرداخت | مزیت | خطر اصلی | در قرارداد چه بنویسیم |
|---|---|---|---|
| انتقال بانکی (پایا، ساتنا) | ردّ مالی پیگیریپذیر | واریز به حساب نادرست | مبلغ، تاریخ، شمارهٔ پیگیری و نام صاحب حساب |
| چک صیادی یا بانکی | زمانبندی پرداخت | برگشت چک یا ثبتنشدن درست آن | بانک، شناسهٔ صیادی، مبلغ، تاریخ و «پرداخت پس از وصول» |
| اقساطی | تقسیم پرداخت در چند موعد | اختلاف دربارهٔ سررسید و اثر تأخیر یک قسط | مبلغ و تاریخ هر قسط، شرط فسخ و وجه التزام |
| نقد (اسکناس) | دریافت فوری | دشواری اثبات در اختلاف بعدی | رسید همزمان با مبلغ به عدد و حروف |
| تهاتر با ملک یا خودرو | نیاز کمتر به پول نقد | اختلاف بر سر ارزش، مالکیت یا تحویل مال دیگر | مشخصات مال، ارزش توافقی، زمان انتقال و مسئولیت عیب |
| ارزی یا کالایی | توافق بر عوض غیرپولی | ابهام در نرخ تبدیل یا زمان تحویل | نوع و مقدار، معیار تبدیل به تومان و موعد |
«نقد» یعنی بیموعد، نه حتماً اسکناس؛ انتقال بانکی یا چک روز هم نقد است. در پیشفروش، قسطها معمولاً به مراحل ساخت گره میخورد و قانون پیشفروش ساختمان نوشتن بها، شمار اقساط و نحوهٔ پرداخت را در قرارداد الزامی کرده است.
بند ثمن در مبایعهنامه سه چیز لازم دارد: مبلغ کل به عدد و حروف، برنامهٔ پرداخت با تاریخ دقیق هر قسط، و روش هر پرداخت. جمع قسطها باید دقیقاً با مبلغ کل برابر باشد. مثال فرضی زیر یک آپارتمان ۷۵ متری در تهران به بهای ۱۲ میلیارد تومان است:
| مرحله | تاریخ | مبلغ | روش | سهم از ثمن |
|---|---|---|---|---|
| امضای مبایعهنامه | ۱ آبان ۱۴۰۵ | ۳ میلیارد تومان | انتقال پایا | ۲۵٪ |
| قسط اول | ۱ آذر ۱۴۰۵ | ۲ میلیارد تومان | چک صیادی | ۱۷٪ |
| تحویل کلید | ۱ دی ۱۴۰۵ | ۲ میلیارد تومان | انتقال ساتنا | ۱۷٪ |
| تنظیم سند در دفترخانه | ۱ بهمن ۱۴۰۵ | ۵ میلیارد تومان | چک بانکی (رمزدار) | ۴۱٪ |
| جمع | ۱۲ میلیارد تومان | ۱۰۰٪ |
نمونهٔ جمله برای بند ثمن: «ثمن معامله مبلغ ۱۲٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان (دوازده میلیارد تومان) است که به این ترتیب پرداخت میشود: … . در صورت تأخیر خریدار در پرداخت هر قسط بیش از ۱۰ روز، فروشنده حق فسخ معامله را دارد و خریدار برای هر روز تأخیر … تومان وجه التزام میپردازد.» شرط فسخ و وجه التزام را صریح بنویسید؛ بدون آن، تأخیر در یک قسط بهخودیخود حق فسخ نمیدهد. برای ساختن متن کامل قرارداد از مبایعهنامهٔ ملک استفاده کنید.
نکتههزینههایی که از ثمن جداست، مثل کمیسیون بنگاه و هزینهٔ دفترخانه، در بند جداگانه نوشته شود تا با ثمن قاطی نشود. برای عدد هر کدام: محاسبهٔ کمیسیون خرید و فروش و هزینهٔ انتقال سند.
طبق بند ۴ مادهٔ ۳۶۲ قانون مدنی، «عقد بیع مشتری را به تأدیه ثمن ملزم میکند». مادهٔ ۳۹۵ دو راه پیش پای فروشنده میگذارد: «اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تأدیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه به خیار تأخیر ثمن معامله را فسخ یا از حاکم اجبار مشتری را به تأدیه ثمن بخواهد.»
مادهٔ ۱۲۵۷ قانون مدنی میگوید: «هر کس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند»؛ خریداری که میگوید ثمن را داده، باید پرداخت را نشان دهد. محکمترین دلیل، انتقال بانکی به حساب خود فروشنده است. عبارت «تمام ثمن دریافت شد» در مبایعهنامه یا سند رسمی اقرار فروشنده است و انکار بعدیاش را بسیار سخت میکند؛ پس فروشنده فقط وقتی امضا کند که پول واقعاً رسیده است.
نمونهٔ رسید هر قسط: «اینجانب … فروشندهٔ آپارتمان پلاک ثبتی … مبلغ … تومان (به حروف …) بابت قسط شمارهٔ … از ثمن مبایعهنامهٔ مورخ … را از آقا/خانم … در تاریخ … با انتقال بانکی به شمارهٔ پیگیری … / چک شمارهٔ … دریافت کردم. این رسید فقط برای همین قسط است و تسویهٔ کامل ثمن نیست.» نمونهٔ رسید تسویه، فقط پس از رسیدن آخرین مبلغ: «… اقرار میکنم تمام ثمن مبایعهنامهٔ مورخ … به مبلغ کل … تومان را دریافت کردهام و از بابت اصل ثمن طلبی ندارم.» هر دو با امضا و اثر انگشت.
هشداراگر فروشنده خواست پولی به حساب کس دیگری (همسر، فرزند، طلبکارش) ریخته شود، اجازهٔ کتبیاش را بگیرید و در رسید بنویسید که این پرداخت بابت همان مبلغ از ثمن حساب میشود؛ رسید بانکی به حساب شخص سوم بهتنهایی پرداخت ثمن را ثابت نمیکند.
استرداد ثمن یعنی خریدار پولی را که داده پس بگیرد؛ وقتی پیش میآید که معامله با توافق دو طرف بههم بخورد (اقاله، مادهٔ ۲۸۳)، یکی از دو طرف فسخ کند، یا معامله باطل شود. قاعدهٔ اصلی بازگرداندن همان مبلغ پرداختی است؛ «نرخ روز» فقط در حالتهای معین به آن افزوده میشود.
| حالت | چه برمیگردد | مستند |
|---|---|---|
| اقاله یا فسخ با شرط قرارداد | همان مبلغ پرداختی، بهعلاوهٔ وجه التزامی که در قرارداد آمده | قانون مدنی، مواد ۲۸۳ و ۲۳۰ |
| ملک مال دیگری درآمد (مستحقللغیر) و خریدار نمیدانست | ثمن و غرامات خریدار؛ رأی وحدت رویهٔ ۷۳۳ کاهش ارزش ثمن را، اگر ثابت شود، از غرامات دانسته | قانون مدنی، مواد ۳۹۰ و ۳۹۱؛ رأی وحدت رویهٔ ۷۳۳ (۱۳۹۳) |
| دیر پس دادن ثمن پس از مطالبه | خسارت تأخیر تأدیه به نسبت تغییر شاخص سالانهٔ بانک مرکزی، اگر بدهکار توان پرداخت داشته و نپرداخته | قانون آیین دادرسی مدنی، مادهٔ ۵۲۲ |
| معاملهٔ فضولی که مالک رد کرده | ثمن از فروشندهٔ فضول، با همان حکم مستحقللغیر | قانون مدنی، مواد ۲۴۷ و ۲۶۳ |
مادهٔ ۳۹۱ قانون مدنی میگوید در صورت مستحقللغیر درآمدن ملک، «بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری بوجود فساد بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.» این حکم و رأی ۷۳۳ برای هر فسخ و اقالهای نرخ روز نمیآورد. جزئیات این حالت در ملک مستحقللغیر آمده است.
مطالبهٔ ثمن دعوای فروشنده برای گرفتن بهای پرداختنشده است و معامله سر جایش میماند؛ استرداد ثمن دعوای خریدار برای پس گرفتن پولی است که داده، پس از اینکه معامله فسخ، اقاله یا باطل شده است.
| موضوع | مطالبهٔ ثمن | استرداد ثمن |
|---|---|---|
| خواهان | فروشنده | خریدار |
| خواسته | تمام یا بخشی از بهای پرداختنشده، با خسارت تأخیر | بازگرداندن ثمن پرداختشده، با غرامت در حالتهای معین |
| شرط | سررسید قسط و پرداختنشدن آن | فسخ، اقاله، بطلان یا مستحقللغیر بودن |
| مدارک اصلی | مبایعهنامه، جدول اقساط، چک برگشتی و گواهی عدم پرداخت | مبایعهنامه، رسیدهای پرداخت، دلیل فسخ یا بطلان و اظهارنامهٔ مطالبه |
| دفاع رایج طرف مقابل | پرداخت کردهام، موعد نرسیده، فروشنده خودش تعهد را انجام نداده | فسخ درست نبوده، کمتر از مبلغ ادعایی گرفتهام |
اگر فروشنده از اول با فریب پول گرفته باشد، کار ممکن است فقط اختلاف قراردادی نباشد و شکایت کیفری هم مطرح شود؛ ولی تأخیر در پرداخت یا اختلاف بر سر قرارداد بهتنهایی کلاهبرداری نیست.
مطالبه یا استرداد ثمن دعوای پولی ناشی از قرارداد است و مادهٔ ۱۳ قانون آیین دادرسی مدنی میگوید در این دعواها «خواهان میتواند به دادگاهی رجوع کند که عقد یا قرارداد در حوزه آن واقع شده است یا تعهد میبایست در آنجا انجام شود»، کنار دادگاه محل اقامت خوانده. ولی دعوای خود ملک، مثل الزام به تنظیم سند یا خلع ید، طبق مادهٔ ۱۲ «در دادگاهی اقامه میشود که مال غیرمنقول در حوزه آن واقع است». دعوای مالی تا یک میلیارد ریال (صد میلیون تومان) طبق مادهٔ ۱۲ قانون شوراهای حل اختلاف ۱۴۰۲ در دادگاه صلح است و بیشتر از آن در دادگاه عمومی حقوقی.
دادخواست از دفتر خدمات قضایی و با حساب کاربری سامانهٔ ثنا ثبت میشود. هزینهٔ دادرسی به بهای خواسته و مرحلهٔ رسیدگی بستگی دارد و دفتر خدمات قضایی همان روز آن را حساب میکند.
معاملهٔ صوری معاملهای است که فقط روی کاغذ است و دو طرف قصد واقعی خرید و فروش ندارند؛ معمولاً ثمنی هم واقعاً رد و بدل نمیشود. مادهٔ ۱۹۱ قانون مدنی میگوید: «عقد محقق میشود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند»؛ پس معاملهای که این قصد را ندارد اصلاً واقع نشده است. مادهٔ ۲۱۸ هم دربارهٔ معامله برای فرار از بدهی میگوید: «هر گاه معلوم شود که معامله به قصد فرار از دین واقع شده آن معامله نافذ نیست.»
فروش ملک از پدر به فرزند بهخودیخود صوری نیست؛ اگر ثمن واقعاً پرداخت شده باشد، معامله مثل هر معاملهٔ دیگری معتبر است. نشانههایی که در دادگاه صوری بودن را نشان میدهد: ثمنی که هیچوقت پرداخت نشده، قیمتی بسیار پایینتر از بازار، ماندن پدر در ملک و استفاده از آن، و همزمانی معامله با بدهی یا دعوای ارث. هیچ نشانهای بهتنهایی کافی نیست. اگر قصد پدر بخشیدن ملک است، راه درست هبه یا صلح است که هزینهٔ کمتری هم دارد؛ صلحنامهٔ ملک را ببینید.
هشدارانتقال واقعی (نه صوری) برای فرار از بدهی هم جرم است: مادهٔ ۲۱ قانون نحوهٔ اجرای محکومیتهای مالی ۱۳۹۴ انتقال مال با انگیزهٔ فرار از دین را، وقتی باقی اموال برای بدهی کافی نباشد، با حبس یا جزای نقدی کیفر میدهد و خریدارِ آگاه را شریک جرم میداند؛ خود مال یا قیمتش هم از او گرفته میشود.
غرر یعنی ابهام جدی در اصل معامله، آنقدر که یکی از دو طرف نداند چه میخرد یا چه میپردازد. مادهٔ ۲۱۶ قانون مدنی میگوید: «مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.» معاملهٔ غرری باطل است. نمونه در خرید ملک: «یک واحد از آپارتمانهای این ساختمان» بی شمارهٔ واحد و طبقه، ثمنی که «بعداً به قیمت کارشناسی» تعیین میشود بی معیار روشن، یا پیشفروش ساختمانی که نه زمین و نه پروانهاش معلوم است.
هر کمبود اطلاعات غرر نیست: اختلاف کوچک متراژ با سند، یا ندانستن هزینهٔ دقیق شارژ، معامله را غرری نمیکند و حکمهای دیگری (خیار تخلف وصف، خیار عیب) دارد. در پیشفروش، مادهٔ ۲ قانون پیشفروش ساختمان برای جلوگیری از همین ابهام، نوشتن مشخصات ملک، بها، اقساط و نحوهٔ پرداخت، زمان تحویل و انتقال سند را الزامی کرده است.
| اصطلاح | یعنی | نتیجه | مستند |
|---|---|---|---|
| خیار غبن | یکی از دو طرف بسیار گرانتر یا ارزانتر از قیمت روز معامله کرده و نمیدانسته | مغبون پس از آگاهی میتواند فسخ کند | قانون مدنی، مواد ۴۱۶ تا ۴۲۱ |
| خیار تأخیر ثمن | موعدی تعیین نشده و سه روز گذشته، نه ملک تحویل شده نه تمام ثمن پرداخت شده | فروشنده میتواند فسخ کند | قانون مدنی، مواد ۴۰۲ تا ۴۰۹ |
| خیار تدلیس | فریب با کاری که طرف را گمراه کند، مثل پنهان کردن ترک با رنگ | فریبخورده حق فسخ دارد | قانون مدنی، مواد ۴۳۸ و ۴۳۹ |
| خیار عیب | عیب پنهانی که هنگام معامله بوده | فسخ، یا گرفتن تفاوت قیمت (ارش) | قانون مدنی، مواد ۴۲۲ تا ۴۳۵ |
| معاملهٔ فضولی | فروش مال دیگری بی اجازهٔ مالک | تا مالک اجازه ندهد اثری ندارد؛ با رد، ثمن برمیگردد | قانون مدنی، مواد ۲۴۷ تا ۲۶۳ |
| اسقاط کافهٔ خیارات | جملهٔ رایج مبایعهنامه که خیارها را کنار میگذارد | خیارهای اسقاطشده دیگر حق فسخ نمیدهند؛ پیش از امضا بدانید چه را کنار میگذارید | قانون مدنی، مادهٔ ۴۴۸ |
بالا رفتن قیمت بازار پس از معامله، غبن نیست: غبن با قیمت روز همان روز معامله سنجیده میشود. پشیمانی فروشنده بهخاطر گران شدن ملک، بهتنهایی هیچ حق فسخی نمیدهد.
ثمن معامله مبلغی است که خریدار و فروشنده توافق کردهاند. ارزش معاملاتی عددی است که دولت هر سال برای هر بلوک تعیین میکند و مالیات نقلوانتقال قطعی ملک طبق مادهٔ ۵۹ قانون مالیاتهای مستقیم بر پایهٔ آن حساب میشود، نه بر پایهٔ ثمن قرارداد. «قیمت منطقهای» نام رایج همین ارزش معاملاتی است. پس نوشتن ثمن کمتر از واقع در قرارداد مالیات را کم نمیکند، ولی اگر معامله بههم بخورد، خریدار فقط همان رقم نوشتهشده را آسانتر پس میگیرد.
پرسشهای رایج
ثمن معامله همان قیمت است: پولی یا مالی که خریدار در برابر ملک یا خودرو به فروشنده میدهد. مالِ فروختهشده «مبیع» نام دارد و مادهٔ ۳۳۸ قانون مدنی بیع را «تملیک عین به عوض معلوم» میداند؛ پس مبلغ ثمن باید در قرارداد روشن و معین نوشته شود.
خیر. نپرداختن یک قسط معامله را باطل نمیکند و معامله پابرجاست. فروشنده میتواند الزام خریدار به پرداخت را از دادگاه بخواهد؛ فسخ فقط با شرط صریح قرارداد برای تأخیر یا در شرایط خاص خیار تأخیر ثمن ممکن است (قانون مدنی، مواد ۳۹۵ و ۴۰۲).
بیعانه جدا از ثمن نیست؛ بخشی از ثمن است که هنگام قولنامه پرداخت میشود و معمولاً نخستین قسط است. اگر قرارداد بگوید با انصراف خریدار بیعانه از دست میرود، همان شرط اجرا میشود؛ وگرنه با برهمخوردن معامله بیعانه هم مثل بقیهٔ ثمن برمیگردد.
یعنی مبلغ ثمن یا معیار روشن تعیین آن در قرارداد نیامده است. چون مادهٔ ۳۳۸ قانون مدنی بیع را «تملیک عین به عوض معلوم» میداند و مادهٔ ۲۱۶ مورد معامله را بیابهام میخواهد، ثمن نامعلوم اعتبار معامله را به خطر میاندازد؛ مبلغ را به عدد و حروف بنویسید.
قاعدهٔ قانونیای که همیشه یکی را بر دیگری مقدم کند وجود ندارد و دادگاه با قرائن، رسیدها و قصد دو طرف تصمیم میگیرد. پیش از امضا هر دو را یکسان کنید و هر اصلاح را با امضای دو طرف ثبت کنید.
خیر. تحویل چک با رسیدن پول یکی نیست و تا چک وصول نشده، ثمن پرداخت نشده است. در قرارداد بنویسید که هر پرداخت «پس از وصول چک» انجامشده حساب میشود و برگشت چک چه اثری دارد؛ فروشنده هم عبارت «دریافت شد» را فقط برای مبلغ وصولشده امضا کند.
یعنی فروشنده از حق فسخی که مادهٔ ۴۰۲ قانون مدنی برای تأخیر ثمن داده صرفنظر میکند؛ مادهٔ ۴۴۸ میگوید اسقاط خیار را میشود در ضمن عقد شرط کرد. با این شرط، فروشنده فقط میتواند پرداخت را مطالبه کند، مگر قرارداد برای تأخیر شرط فسخ جداگانه داشته باشد.
در اقاله و فسخ عادی، همان مبلغ پرداختی و وجه التزام قراردادی برمیگردد. اگر ملک مال دیگری درآمده و خریدار نمیدانسته، طبق رأی وحدت رویهٔ ۷۳۳ کاهش ارزش ثمن، اگر ثابت شود، جبران میشود؛ تأخیر در پس دادن هم خسارت تأخیر تأدیه دارد.
مبایعهنامه و الحاقیهها، جدول اقساط و دلیل سررسید، رسیدها، چک برگشتی و گواهی عدم پرداخت، اظهارنامه یا مدرک مطالبه، و حساب جدای اصل خواسته و خسارت تأخیر. برای استرداد ثمن، دلیل فسخ، اقاله یا بطلان هم لازم است.
نه بهخودیخود. فروش ملک از پدر به فرزند، اگر ثمن واقعاً پرداخت شده باشد، مثل هر معاملهٔ دیگری معتبر است. صوری بودن با نشانههایی مثل پرداختنشدن ثمن، قیمت بسیار پایین یا ماندن پدر در ملک ثابت میشود؛ و معاملهای که به قصد فرار از دین باشد طبق مادهٔ ۲۱۸ قانون مدنی «نافذ نیست».
خیر. ثمن مبلغی است که خریدار و فروشنده توافق کردهاند، و ارزش معاملاتی عددی دولتی برای هر بلوک که مالیات نقلوانتقال قطعی طبق مادهٔ ۵۹ قانون مالیاتهای مستقیم بر پایهٔ آن حساب میشود. پس نوشتن ثمن کمتر از واقع مالیات را کم نمیکند، ولی پس گرفتن پول را سختتر میکند.
طبق مادهٔ ۲ قانون پیشفروش ساختمان، بها، تعداد اقساط و نحوهٔ پرداخت، زمان تحویل و زمان انتقال قطعی باید در قرارداد پیشفروش که در دفترخانه تنظیم میشود صریح بیاید. قسطها معمولاً به مراحل ساخت گره میخورد؛ معیار سنجش پیشرفت کار را هم در قرارداد بنویسید.
منبعها
تجربه یا پرسشتان را بنویسید؛ پاسخ و نظر شما به خوانندهٔ بعدی هم کمک میکند.
بیشتر بخوانید
مشارکت در ساخت چگونه است؟ نحوه تعیین سهم مالک و سازنده، بلاعوض، بندهای حیاتی قرارداد، مالیات، ریسکها و راههای کاهش اختلاف.
سرقفلی چیست، چه تفاوتی با حق کسب و پیشه دارد، چگونه منتقل میشود و مالیات آن چگونه محاسبه میشود؟ راهنمای حقوقی سرقفلی مغازه.
ابزار این صفحه
ملکدان ۹ محاسبهگر و ۷ قراردادساز رایگان دارد:همهٔ محاسبهگرهاهمهٔ قراردادها